تبليغاتX
بغض کال
یا لطیف
 
مسیحای من با دم عیسویت دلم راروحی تازه بخش

باران من بر من ببار تا به ........................

 

|+| نوشته شده توسط باران در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 
باران را برایم معنا کن تا طعم آن را بر لبهای خشکیده ام احساس کنم

بارانی باش بر کویر خشکیده دلم

تا تصویر کنم خدای نادیده ام را و

ستایشش کنم تا ابد

و رها شو مثل طراوت باران بر این دستهای تهی

|+| نوشته شده توسط باران در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 
دراز کشیدو به دیوار روبرو خیره شد  خطهای کج و معوج گذشتش  روبروش ترسیم شدند و غلط قلوتهای

زندگیش امدند جلو چشمهاش و رجه رفتندو او باز انها را شمرد و شمرد  و باز بی نتیجه  خوابید

|+| نوشته شده توسط باران در یکشنبه هفدهم آبان 1388  |
 
نمی دونم چرا روزهای خاطره انگیز و قشنگ زندگیم همیشه

به کابوس تبدیل می شوند و به عنوان بدترین روزها در تقویم زندگیم ثبت می شوند 

|+| نوشته شده توسط باران در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388  |
 
همیشه از اول فروردین روز شماری می کردم که روز اول مهر بیاد و کلی دلتنگ  دل تنگ پاییز بودم که از راه برسه

اما امسال پاییز برام هیجانی نداره اصلا دوستش ندارم

نه باران را نه برگ زردش را پاییز امسال یعنی شبهایی سراسر کابوس

|+| نوشته شده توسط باران در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
 
باز کلید بازگشت زده شد و همه چیز دوباره و دوباره  مثل همیشه

همه پرونده ها بسته شده اما چیزی روی قلبم سنگینی می کنه

سکوت سنگینی حاکم شده

دیگه در توان خودم نمی بینم

اما باز تکرار و محکومی به تحمل حتی اگر ..................

|+| نوشته شده توسط باران در یکشنبه دهم آبان 1388  |
 
دلم می خواهد  همه چیز رو رها  کنم دور شوم از  تمام هیاهو  دور، دور

اما چه کنم که بسته پایم

|+| نوشته شده توسط باران در یکشنبه دهم آبان 1388  |
 
پارسال این موقع ها نوشتم کویر تر از کویر در حسرت طعم باران شناور

و امسال

آنقدر کویرم که دیگه هیچ بارانی سیرابم نمی کند

دیگه در حسرت طعم باران شناور نیستم

  بارش باران رویایی دفن شده در اعماق دلم

|+| نوشته شده توسط باران در دوشنبه چهارم آبان 1388  |
 
این روزها دلتنگ روزهای کودکی شدم

روزهایی که بزرگترین مشکل کودکانه ترین غم بود

|+| نوشته شده توسط باران در دوشنبه چهارم آبان 1388  |
 
وقتی کوله بار خستگی هاتو می خواهی زمین بزاری و بودنت رو باکسی همراه شی و در نهایت تنهایی تو

تها تر می کنه و کوله بارت رو سنگین تر 

|+| نوشته شده توسط باران در پنجشنبه سی ام مهر 1388  |
 
 
بالا